مقاله" بررسی اثر بخشی و کارایی دوره های آموزش ضمن خدمت بانک مسکن از دیدگاه روسا و کارکنان شب تهران"
بدون ترديد اهميت آموزش به عنوان يكي از موضوعات بسيار اساسي و زيربنايي فرآيند توسعه در جوامع مختلف بر هيچكس پوشيده نيست، چرا كه وجود نيروي انساني ماهر و متخصص يكي از عوامل فرآيند توسعه اقتصادي ـ اجتماعي هر جامعه محسوب ميشود. اصولاً هرگونه سرمايهگذاري به منظور رشد مستمر و توسعه اقتصادي را در شرايطي ميتوان منطقي و سودمند ارزيابي نمود كه با سرمايهگذاري در امر آموزش و تربيت نيروي انساني ماهر همراه باشد. سرمايهگذاري در اين خصوص نه تنها عاملي براي توسعه اقتصادي ـ اجتماعي كشورها و جوامع مختلف محسوب ميشود، بلكه عواملي براي استقلال و خودكفائي در زمينههاي فنون و تخصصهاي موردنياز هم ميباشد. تحولات ناشي از انقلاب صنعتي، نقش ديرين آموزش را به كلي دگرگون ساخت به گونهاي كه در برنامهها، محتواي درسي و روشهاي تعليم و تربيت، تغييرات اساسي ايجاد نمود، كه از مهمترين آنها همگاني شدن آموزش و پرورش، اهميت يافتن علوم رياضي و طبيعي، طولاني شدن مدت تحصيل، دخالت حكومتها در امر تعليم و تربيت ايجاد رشتههاي مختلف تحصيلي و توسعه آموزشهاي مختلف ميباشد بر اين اساس، توجه به توسعه آموزشهاي ضمن خدمت براي تربيت نيروي انساني ماهر و متخصص از سوي سياستگذاران و برنامهريزان مورد توجه خاص قرار گرفت. تربيت نيروي انساني مورد نياز جوامع در قالب آموزشهاي ضمن خدمت از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم موردتوجه بسياري از كشورهاي جهان قرار گرفت. بهطوري كه امروزه تحقق توسعه اين آموزشها در بخشهاي اقتصاد، صنعت، كشاورزي و خدمات به نوبه خود باعث تربيت نيروي انساني ماهر و كارآمد خصوصاً در زمينههاي حرفهاي گرديده و ما شاهد بازدهي سريع اين آموزشها در زمينههاي مختلف ميباشيم
از آن جايي كه منابع انساني، ثروت و سرمايهي اصلي و اوليه هر سازمان و يا هر كشوري را تشكيل ميدهد. ساير منابع اصلي هر سازماني در گرو تأمين منابع انساني است و اين بدين مفهوم است كه حسن تشخيص و به كارگيري كل سرمايهها و منابع قابل تجديد و غيرقابل تجديد و كلاً بهرهبرداري بهينه از منابع سازمان در گرو بلوغ فكري، توان وسعت فكر، اطلاعات و كارداني پرسنل آن مجموعه خواهد بود. بدين ترتيب ميتوان آموزش را مقدمهاي براي پيشرفت و كارايي آن سازمان دانست.
آموزش و كاربرد دانش و علوم رفتاري براي اصلاح و تغيير رفتار فردي، گروهي و سازماني سنگبناي بهسازي سازماني محسوب ميگردد، انسان طبيعتاً موجودي تغييرپذير است كه با تواناييهاي بالقوه و نامحدود، كه اين توانائيها ميتوانند تحت نظام و برنامهريزيهاي آموزش و پرورش صحيح به فعل در آيند كه اين وظيفة خطير به عهده مديريت سازمانها ميباشد، البته اهداف آموزش در سازمانها متعددند كه تحت عنوان اهداف اجتماعي، سازماني و فردي قابل دستهبندي ميباشد كه تحقق اين اهداف منافع الگوي سيستمي مديريت منابع انساني را تأمين مينمايد و آنچه كه در نظام بهسازي سازمانها مورد تأكيد قرار ميگيرد نتايج حاصل از آموزش است و نه صرفاً انجام آموزش و آمار و ساعات آموزشي آن.
اما اگرچه امروزه در بيشتر موارد افراد به هنگام ورود به سازمان آموزشهاي رسمي و نظامداري را از طريق دانشگاهها و مراكز آموزش عالي پشتسر ميگذارند، به علت كلي بودن نوع آموزشها و نيز ماهيت مشاغل كه نوعاً نيازمند تخصص و خبرگي ويژهاي در هنگام اشتغال افراد ميباشد اين افراد نيازمند گذراندن آموزشهاي خاصي هستند. اين آموزشها الزاماً تغييراتي را در سطح مهارتها و بينش و نگرش افراد به وجود ميآورد كه از خود فرد شروع ميشود و نوعاً در سطوح سازماني و كلي نيز مشاهده ميگردد.
در عصر حاضر با توجه به شتاب فزايندهاي كه علم و تكنولوژي پيدا كرده است كارايي افراد بستگي صرف به ميزان آموزشي كه قبل از اشتغال و يا در زمان اشتغال ميبينند، دارد و در غير اين صورت از كارآيي مطلوبي جهت انجام وظايف خود در سازمانهاي مربوطه برخوردار نخواهند بود. شتاب و حركتي كه جوامع در نيمه دوم قرن بيستم از شيوههاي كهن و شناخته شده به سوي تغييرات تازه و قبول آن تغييرات ميكند به حدي است كه در بسياري از اقشار جامعه اختلافي ايجاد نموده است. تغيير نيازها، اصلاح اهداف، تعديل روشها، تغيير خط مشيها و سياستها، برخورد با تنگناها، افزايش يا كاهش منابع انساني و بسيار موارد ديگر امروزه يادآور اين نكته است كه براي حفظ كارايي نظام و عوامل و اجزاي آن پيوسته بايد آموزش كاركنان و تطبيق دادن تواناييهاي آنان و نيازهاي جديد و مسئوليتهاي نو مورد توجه قرار گيرد. بنابراين آموزش ضمن خدمت به موازات رشد سريع علوم و تكنولوژي و به وجود آمدن نيازهاي يادگيري تازه مورد توجه و نظر دستاندركاران امور برنامهريزي آموزشي سازمانهاي ذيربط قرار گرفته است. در راستاي مطلب فوق امروزه سازمانهاي مختلف جهت افزايش عملكرد سازماني خويش اقدام به برگزاري دورههاي مختلف آموزشي قبل و ضمن خدمت مينمايند. سازمان بانك مسکن نيز در راستاي رسيدن به ا هداف مورد نظر خود در جهت افزایش عملکرد کارکنان خود و افزایش راندمان و بهسازی سازمانی خود هر ساله اقدام به برگزاري دورههاي آموزش ضمن خدمت جهت پرسنل خود مينمايد.
در تحقيقی که در سال 1385 تحت عنوان "بررسي ميزان اثربخشي و كارآيي دورههاي آموزش ضمن خدمت كاركنان بانك مسكن" انجام شد؛ به بررسی میزان اثربخشی دوره های مزبور پرداخته شده واینکه آيا اين آموزشها با توجه به اهداف از پيش تعيين شده در ميزان رشد و پيشرفت و بالابردن مهارتهاي مختلف كاركنان مؤثر بوده يا خير؟ و اين كه اين آموزشها تا چه حد در آمادهسازي افراد در جهت اجراي بهينه وظايف و مسئوليتهاي شغلي كاركنان مؤثر بوده و بر توسعه دانش و بهبود مهارتها و ايجاد تغيير در نگرش افراد تأثيرگذار است.؟
ضرورت انجام طرح حاضر را از دو ديدگاه نظري يا تئوريك و الزامات قانوني مورد بحث و بررسي قرار گرفته:
از بعد نظري يا تئوريك ضرورت انجام پژوهش مزبور به اهمیت مباحث ارزشيابي و سنجش اثربخشي جهت كسب اطلاعات لازم به منظور اصلاح و تقويت روندهاي برنامه ريزي و سياستگذاري توسط بانك مسكن مرتبط مي گردد. از آنجا كه آموزشهاي ضمن خدمت بهعنوان يكي از اصلي ترين پايه هاي انطباق پذيري كاركنان با وظايف و شغل خود و هماهنگ شدن با نيازهاي سازمان محسوب مي گردد، لذا وجود هرگونه انحراف و كج روي در آن، شالوده و شاكله طرح را زير سوال برده و ضررهاي عديده اي را در ابعاد فردي، سازماني و اجتماعي در قالب الگوهاي نتيجه گرا (محصول، خروجي و پيامد) به بار مي آورد. در واقع انجام صحيح اين آموزشها سبب بهبود انجام كار، كاهش هزينه هاي اضافي، افزايش بهره وري، پرورش استعدادها و افزايش علاقه به ادامه خدمت و مواردي همانند خواهد شد.
از بعد قانوني نيز، تأكيد و توجه به سندهاي قانوني و الزامات برنامه اي بالادست, حائز اهميت بوده بدین ترتیب که .در حوزه فرابخشي اصلاح ساختار اداري و مديريت در برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (1383 ـ 1379) آموزش كاركنان و ارزشيابي آن مورد توجه و تاکید بسیار قرار گرفته وعلاوه بر اينها آموزش نيروي انساني، در لايحه برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (1388-1384) در قسمت رشد اقتصاد ملي دانايي محور، در تعامل با اقتصاد جهاني، توسعه مبتني بر دانايي به طور مستقيم و غير مستقيم مورد تاکید قرار گرفته است.
همچنین بر اساس مستندات سازمان بانک نیز طبق ماده ۹ آئيننامه آموزشي مشترك كاركنان بانكها (موضوع مصوبه مورخ ۲۱/۴/۷۸ مجمع عمومي بانكها) تمامي بانكها موظف به برگزاري دورههاي آموزش ضمن خدمت كوتاهمدت و بلندمدت جهت كاركنان خود ميباشند كه ميبايست عناوين اين دورهها را در چارچوب «برنامه جامع آموزشي» و با مشخص كردن محتواي و مدت آن براي هر يك از مشاغل در سطوح مختلف به دبيرخانه شوراي عالي بانكها ارسال نمايند و طبق دورههاي ارائه شده تمامي كاركنان موظف به گذراندن دورههاي متناسب با مشاغل خود ميباشند. (بخشنامه شماره 65/59 بانك مسكن)
طبق آيين نامه و دستورالعمل آموزشي بانك مسكن نیز دورههاي آموزشي كوتاهمدت ضمن خدمت كه به منظور تأمين نيازهاي آموزشي بانك و بالابردن سطح اطلاعات و مهارتهاي شغلي كاركنان در مدتهاي كمتر از يك سال تدوين و به مورد اجرا گذاشته ميشود به منظور پايهگذاري ارتباطات صحيح كاركنان جديدالاستخدام و همچنين با سابقة بانك با قوانين با مقرارت جاري نقش و وظايف آنان در بانك برنامهريزي و اجرا ميگردد. اين دورهها جهت تغيير شغل و انتصابات و ارتقاء كاركنان لازمالاجرا ميباشد. (آييننامه آموزشي بانك مسكن، ص ۳)
با توجه به موارد فوق و نظر به اینکه آموزش ضمن خدمت كاركنان (روسا و كاركنان شعب بانك مسكن) يكي از مكانيزمها و فعاليتهايي ميباشد كه قادر است زمينه را جهت پيشرفت سازمانهايي همانند بانك در جهت سازمان يادگيرنده فراهم سازد می توان گفت دورههاي آموزش ضمن خدمت، چنانچه همسو با اهداف كلي سازمان و تغييرات محيطي سازماني اجرا شوند، ميتوانند بر اثربخشی سازماني اثرگذار باشند که اين امر در سازمان بانك مسكن به دليل شرايط سازماني صورت پذيرفته، چالشهاي موجود و ماموريتهای پيشرو، امری بسیار مهم و قابل توجه ميباشد. لذا پژوهش انجام شده مزبور با هدف بررسي اثربخشي و كارايي دورههاي آموزش ضمن خدمت سازمان بانك مسكن تدوين شده و جامعه آماري پژوهش را دو گروه كاركنان و روساي شعب شاغل در 3مدیریت شعب شرق و غرب و جنوب تهران تشكيل داده اند.. شاخصهاي كارآيي در 9 محور اهداف و اصول، ساختار و تشكيلات، آموزش دهنده ، یادگيرنده، محتوا و روش، تكنولوژي آموزشي، ارزشيابي و سنجش، مكان و زمان برگزاري دورهها و عوامل موثر بر يادگيري با توجه به اركان آموزش و رويههاي برنامهريزي تدوين شده و شاخصهاي سنجش اثربخشي که در آیتمهایی جداگانه طراحي گرديده است. روش نمونهگيري خوشهاي دو مرحله اي با استفاده از فرمول كوكران و جدول مورگان و ابزار مورد استفاده پرسشنامه مي باشد. جهت استخراج داده ها از نرم افزار «Spss Var10» با شيوه چند كنترلي و بهره مندي از تكنيك گزينش تصادفي مي باشد.. روش پژوهش انجام شده روشهاي آمار توصيفي در سطح تحليل اوليه دادهها و آمار استنباطي و بهرهگيري از روش ضريب همبستگي اسپیرمن براي بررسي ارتباط بين نظرات و كارآيي و سنجش دورههاي آموش ضمن خدمت و روش من ويتني جهت بررسي اختلافنظر دو گروه مورد بررسي که تعداد 42نفر از روسای و 147 نفر از کارکنان شعب ميباشد..
. سؤالات تحقيق در قالب 9 سؤال درخصوص بررسي كارايي دوره ها از نظر اهداف و اصول و مشي هاي حاضر، ساختار و نحوه سنجش و ارزشيابي دوره ها ی آموزشی برگزار شده و زمان و مكان برگزاري دورها، محتوا و روش وتكنولوژي آموزشي مورد استفاده ، اساتيد و يادگيرندگان و عوامل مؤثر در این راستا ، بررسي سطوح اثربخشي و علل و انگيزه شركت در دوره ها، علل ريزش و عقب ماندگي دوره ها، بررسي ميزان ارتباط بين ويژگيها و نظرات كاركنان و در نهايت بررسي ميزان اختلاف نظر بين دو گروه نمونهگيري شده در سطح كاركنان و رؤسا طراحی شده که نتایج حاصل از پژوهش به پاسخگویی به آنها پرداخته است.
با توجه به بررسی انجام شده و نتایج حاصل از پژوهش كارايي و اثربخشي دوره های آموزش برگزار شده از نظر كاركنان و رؤسا ی شعب، در زمينه اساتيد مورد استفاده در جهت تدریس در دور های آموزشی در حد مطلوب بوده است؛ همچنین در زمينه کارایی اهداف و اصول، ساختاردوره های آموزشی جامعه آماری آن را در حد متوسط ارزیابی گردیده است
. بر اساس بررسی های انجام شده در خصوص، يادگيرندگان، محتوي و روش، تكنولوژي آموزشي به کار گرفته شده ، ارزشيابي و سنجش و زمان و مكان برگزاري دوره ها، و همچنین عوامل مؤثر بر يادگيري نیز کارایی دوره های آموزشی در سطح بانک در حد مطلوب ارزیابی شده است.
بهطور كلي سنجش اثربخشي دورههاي آموزشي نیز در حد متوسط و مورد انتظارارزیابی شده و مهمترین سطوح آن عبارتند از:
1- تأثير دورهها در افزايش كميت فعاليت كاركنان كارآمد
2- تأثير دورهها بر افزايش قابليت و قدرت درك بهتر كارها و مأموريتهاي سازمان
3- تأثير دورهها بر افزايش كيفيت فعاليت كاركنان كارآمد
4- تأثير دورهها بر افزايش بهرهوري كاركنان
5- تأثير دورهها بر افزايش نظم و انضباط كاري كاركنان و ...
همچنین مهمترين علل و انگيزههاي كاركنان جهت شركت در دورههاي آموزش بر اساس نتایج حاصله به ترتيب اولويت عبارتند از؛
1- افزايش دانش و مهارت مرتبط با كار
2- كاهش ضايعات عملكردي
3- افزايش عملكرد سازماني
4- ارتقاء شغلي و افزايش حقوق و مزايا
5- اجبار سازماني
مهمترين علل ريزش و عقبماندگي كاركنان و رؤسا در دورههاي آموزش ضمن خدمت نیز عبارتند از:
1-نداشتن انگيزه وبعضا عدم ارتباط دوره با نوع فعاليت كاركنان
2-حجم بالاي كار شعب و كمبود پرسنل
3-عدم هماهنگي مدیریتها از قبل با كاركنان
4-بعد مسافت شعب با محل برگزاری دوره ها
5-قوانين حاكم بر دورههاي آموزش و تعيين سقف غيبت و حذف از دوره
6-برگزاری دوره ها در ساعات غیر اداری و عدم بازدهی آموزش به دلیل خستگی کارکنان
7- بيعلاقگي و حجم سنگين مطالب ارائه شده در قالب جزوات آموزشي
8-عدم فرصت كافي جهت آمادگي براي آزمون و مطالعه دقيق
9- عدم نياز سنجي و برنامهريزي دقيق جهت دورهها
10- پيشآمدهاي غيرمنتظره و...........................
اختلاف نظر دو گروه نمو نه گیری شده بیشتر در سطح كارايي تكنولوژي، عوامل موثر بر يادگيري و سنجش اثربخشي دوره هاي ضمن خدمت مشهود بوده و بين ويژگيهاي فراگيران و نظرات آنها نسبت به كارايي اختلاف معنا داري وجود نداشته است.
در پایان و با توجه به نتايج حاصل از پژوهش مزبور جهت بهبود و افزايش اثربخشي دورههاي آموزشي در سطح بانك موارد ذيل به عنوان پيشنهاداتي قابل اجرا در دورههاي آموزش ضمن خدمت ارائه گردیده است:
1- اقدام در جهت اصلاحات ساختاري در روشهاي اجراي دورههاي آموزشي در جهت ارتقاي كارآمدي و اثربخشي هرچه بيشتر دورههاي آموزش ضمن خدمت در سطح سازمان بانك و بالاخص كاربرد شيوههاي استاندارد شده آموزشي و استفاده از روشهايي چون آموزش از راه دور E-learning در جهت افزايش اثربخشي دورههاي مزبور
2- توجه به آموزش كاركنان صفي و ستادي و تلاش در جهت عدم تبعيض بين گروهها و ردههاي مختلف شغلي در دورههاي آموزشي در جهت جلب رضايت كاركنان و ايجاد انگيزه ايشان
3- استاندارد سازي روشهاي طراحي و توليد محتوي آموزشي و استفاده از افراد كارآمد، مجرب و متخصص جهت تدوين و تأليف محتواي مورد تدريس
4- برگزاري جلسات و سمينارهاي آموزشي همراه با شركت كاركنان و دعوت از افراد مجرب و متخصص در نظام بانكي همراه با بحث آزاد در خصوص مسائل مرتبط با دورههاي آموزش ضمن خدمت
5- برگزاري دورههاي آموزش در جهت نحوه برخورد و پاسخگويي به مشتري در جهت جذب هرچه بيشتر ايشان در شعب
6- برقراري تناسب بين حجم مطالب ارائه شده به شركت كنندگان در دورههاي آموزش با توجه به زمان در نظر گرفته شده جهت تدريس و دوره
7- ارائه جزوات آموزشي در قالب سيديهاي آموزشي و كتابچههايي با حجم كم و ارسال به شعب جهت دسترسي آسان كاركنان به آن
8- توجه لازم و كافي به پيشنيازهاي دروس مورد تدريس در دورههاي آموزش ضمن خدمت و گذراندن آنها توسط كاركنان بر گرفته از:
پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد
دانشجو: م . وهاب
دانشگاه علامه طباطبایی تهران
رشته تاریخ فلسفه آموزش و پرورش
